براي نظارت بر هرگونه بازرگاني ميان هند و مصر به گشت ميپرداخت. احتمال دارد گيوم اول كسي باشد كه دريافت بدون بستن درياي سرخ، قطع بازرگاني با مصر ميسر نيست. كتاب گيوم آدام حاكي از اطلاعات وسيعي در مورد اقوام و مسايل شرق است. همچنين شور تبليغي او را آشكار ميكند. كتاب او از لحاظ مطالب تاريخي نسبت به كتاب هايتون و مارينو سانودو غناي كمتري دارد؛ اين رساله تنها با يك هدف نوشته شده، جلب علاقهٴ غرب به يك جنگ صليبي تازه.
به عقيدهٴ كهلر، كتاب راهنماي راههاي آسان هم كه ده ـ دوازده سال بعد نوشته شده، تأليف همين گيوم آدام است. البته
راهنما كه به فيليپ ششم شاه فرانسه اهدا شده، داراي همان هدف كتاب سابق است و موٴلف هر كس باشد مانند آدام در آن زمان، يك تن دومينيكي ساكن آوينيون بوده است. آن را به بروكار هم نسبت دادهاند. يادداشت مربوط به بروكار بدلي را ببينيد.
د. يهود
بحيه بن عاشر
بحيه بن عاشر بن هَلَوه، مفسر، متكلم اخلاقي يهودي اهل آراگون در اواسط سدهٴ سيزدهم زاده شد، در سرقسطه برآمد و در سال 1340 درگذشت. شاگرد سليمان بن اَدرِت (سيزدهم ـ 2)، معرف محافظهكارانهترين جنبهٴ دين يهود.
او دست كم هفت كتاب نوشت، كه تنها دو تا مهمترينش را ذكر خواهيم كرد:
1. بِئُر اَل هَـه - توره تفسيري بر اسفار خمسه، كه در سال 1291 در سرقسطه به اتمام رسيد.
اغلب از رشي (يازدهم ـ 2)، ابراهيم برحيه (دوازدهم ـ 1)، سليمان بن ادرت و موسي بن نحمن (سيزدهم ـ 2) نقل قول كرده و گاه به بَطَليوسي (دوازدهم ـ 1) و ديگران، حتي ابن ميمون اشاراتي دارد. او بسيار محافظه كار، ولي جامع بود. براي روشهاي تفسيري، همهٴ آنچه را كه در نظرش ضروري بود گردآورد و به حد كفايت قانع نشد، يعني: الف) پِشَط يا تفسير تحتاللفظي، به پيروي از رشي؛ ب) مَدرَش يا تفسير باطني؛ ج) روش عقلي، يا توضيح فلسفي؛ همان احتياط و ترسي كه از يك شاگرد سليمان بن ادرت انتظارش ميرود؛ د) روش عرفاني، قبالايي يا ((راه روشنايي)) بيشتر براساس كار موسي بن نحمن. مقبوليت تفسير بحيه را از اينجا ميتوان دانست كه دستكم ده شرح بر آن نوشته شده است؛ و اول بار در سال 1492 در ناپل منتشر شد.
مهمترين شرح اين تفسير از نفتالي (هِرز) بنالعاذر ترِوِزي (سدهٴ شانزدهم) است، كه اول بار در سال 1546 در هدرنهايم انتشار يافت و بارها تجديد چاپ شد و شرح ديگري است از مَنوئه بن شِمَرياه هِندِل (متوفا 1612) كه در سال 1611 بهطور ناقص در پراگ منتشر شد.